تبليغاتX
همسایه‌ها - شعر ایران

چه حسی داشت این ترانه‌ی ایرج جنتی عطایی با صدای داریوش، بعد از سال‌ها

 

طعم خیس اندوه/ اتفاق افتاده

یه آه، خداحافظ/ یه فاجعه‌ی ساده

خالی شدم از رؤیا/ حسی منو از من برد

یه سایه شبیه من/ پشت پنجره پژمرد

 

ای معجزه‌ی خاموش/ یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه آه/ هم‌جنس شکفتن شو

از روزن این کنج خاکستری پرپر/ مشغول تماشای ویرون شدن من شو

 

 

برگرد به برگشتن/ از فاصله دورم کن

یه خاطره با من باش/ یه گریه مرورم کن

از گرگر بی‌رحم/ این تجربه‌ی من سوز

پرواز رهایی باش/ به ضیافت دیروز

به کوچه که پیوستی/ شهر از تو لبالب شد

لحظه، آخر لحظه/ شب، عاقبت شب شد

آغوش جهان رو به/ دلشوره شتابان بود

راهی شدنت حرف/ نقطه چین پایان بود

 

ای معجزه‌ی خاموش/ یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه آه/ هم‌جنس شکفتن شو

از روزن این کنج خاکستری پرپر/ مشغول تماشای ویرون شدن من شو

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/06ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |