چه حسی داشت این ترانهی ایرج جنتی عطایی با صدای داریوش، بعد از سالها
طعم خیس اندوه/ اتفاق افتاده
یه آه، خداحافظ/ یه فاجعهی ساده
خالی شدم از رؤیا/ حسی منو از من برد
یه سایه شبیه من/ پشت پنجره پژمرد
ای معجزهی خاموش/ یه حادثه روشن شو
یه لحظه فقط یه آه/ همجنس شکفتن شو
از روزن این کنج خاکستری پرپر/ مشغول تماشای ویرون شدن من شو
برگرد به برگشتن/ از فاصله دورم کن
یه خاطره با من باش/ یه گریه مرورم کن
از گرگر بیرحم/ این تجربهی من سوز
پرواز رهایی باش/ به ضیافت دیروز
به کوچه که پیوستی/ شهر از تو لبالب شد
لحظه، آخر لحظه/ شب، عاقبت شب شد
آغوش جهان رو به/ دلشوره شتابان بود
راهی شدنت حرف/ نقطه چین پایان بود
ای معجزهی خاموش/ یه حادثه روشن شو
یه لحظه فقط یه آه/ همجنس شکفتن شو
از روزن این کنج خاکستری پرپر/ مشغول تماشای ویرون شدن من شو